تعهد!
جز من و عارف و شیخ و دو سه رسوای دگر
عهد کردم که دیگر می نخورم در همه عمر
به جز از امشب و فردا شب و شبهای دگر.
جز من و عارف و شیخ و دو سه رسوای دگر
عهد کردم که دیگر می نخورم در همه عمر
به جز از امشب و فردا شب و شبهای دگر.
پس پیشنهاد می کنم از این شرکت اشتراک انترنت آد اس ال نگیرید!
چندی است خیلی جا ها از شبکه ماهواره ای اهل بیت(ع)سخن گفته می شود. خیلی ها تمجید و خیلی ها هم بدش را می گویند و شماری هم با تردید با آن می نگرند.
کنجکاو شده بودم که در این شبکه چه خبر است؟ بالاخره برنامه ای زنده ای از این شبکه را سیر تا آخر تماشا کردم. من به صحت و سقم محتوی برنامه ها کاری ندارم و خارج از حوزه کاری من است؛ اما با عنایت به این که بعد از درگذشت حضرت پیامبر(ص) اصحاب او بین خود درگیری های داشتند که تا مرز کشتار و غارت پیش رفتند، شکی در آن نیست. در مجامع حدیثی روایات وجود دارد که برخی از آنان رکیک ترین واژه ها را نسبت به رقیبان خود به کار می برده اند؛ اما در ادبیات شیعه، از همان آغاز چنین چیزی را حد اقل من سراغ ندارم. قبلا کتاب منهاج السنة ابن تیمیه، الصواعق ابن حجر، تطهیر اللسان ابن حجر و شماری از آثار جدید و قدیم از این دست را تورق کرده بودم، فکر می کردم میراث داری ادبیات نفرت، بعد از خوارج به وهابیت امروزی رسیده است. حتی احادیث در مذمت امام ابوحنیفه در جلد ۱۲تاریخ بغداد را سخن یک مورخ می دانستم تا یک دانشمند دینی. برای اولین بار با خواندن کتابی از قاضی نورالله شوشتری بود که می دیدم یک عالم شیعی کلمات نفرت انگیز خصم را با ذکر مأخذ به خودش برمی گرداند.
از شبکه اهل بیت، سه موضوع با سه اجرا از سه کارشناس را دیدم. یکی برنامه اخلاقی بود. با اجرای طلبه جوانی که بسیار مؤدبانه و محترمانه سخن می گفت و سخنانش ارتباطی با اختلاف و اتفاق هم نداشت. دومی موضوعی دیگری از کارشناس دیگری به نام آقای زنجانی دیدم که او نیز گرچه با استناد به متون تاریخی و منابع حدیثی، علیه فرقه ای دیگری از مسلمانان سخن می گفت، اما بسیار مؤدبانه و محترمانه. نفس این نوع برخورد سوای از محتوای برنامه ها ارزشمند است. برنامه سوم از جناب الله یاری یا همان محور اصلی شبکه بود. ایشان نیز با استناد به متون حدیثی و ... در صدد اثبات حقانیت دیدگاه کلامی مذهب امامیه و نفی مذاهب رقیب بود. اما آنچه باعث شد این نوشته را در این جا بیاورم. نوع به کاربردن واژه ها و ادبیات این جناب است، که برای من واقعا شوک آور بود! او کاملا با ادبیات اشخاص نظیر ابن تیمیه، البانی، بلوشی، ملازاده، ابن حجر هیتمی و ده ها تن از این دست آدم ها که دوست دارند حتی منطقی ترین سخن را هم با الفاظ تلخ و توهین و تحقیر ابراز کنند- سخن می گوید. من بازهم تأکید می کنم که کار به محتوی برنامه جناب الله یاری ندارم. شبکه نور و... از برادران اهل سنت هم چیزی را نسبت به شیعه مضایقه نمی کنند. چنان که کتابهای از این دست از علمای اهل سنت در کتابخانه شخصی من نیز موجود است که علیه شیعه به روا و ناروا تهمت، دشنام، تکفیر و... بسیار نوشته اند؛ اما بسیار متأسف شدم از این ادبیات نفرت انگیز. این ادبیات نه ادبیات اهل بیت است و نه مطابق سیره ایشان، و نه مطابق ادبیات قرآن مجید حتی نسبت به مشرکان چه رسد به برادران مسلمان خود ما. این دقیقا ادبیات عثمان الخمیسی، ملازاده ای و ... است. فکر نکنم جناب الله یاری در سیره عملی حضرت امیر مومنان علی(ع) چیزی بیابد که بتواند میراث داری نوع ادبیات خود را از اهل بیت رسولخدا که مدعی حمایت از ایشان است، پیدا نماید. من واقعا متأسفم!
این هم چند تصویر از برداشت محصول زعفران در ولسوالی غوریان ولایت هرات: منبع تصاویر (بی بی سی فارسی(





گفت وگوی منتشر نشده علّامه فضل الله؛
اكنون وقتي به آينده مينگرم، دچار نگراني و تلخكامي هستم، زيرا...
«اكنون وقتي به آينده مينگرم، فوق العاده دچار نگراني و تلخكامي هستم، زيرا فضاي برخي از كساني كه خود را متولي مسير اهل بيت ميدانند، با جريان معتدل و ميانهاي كه خود اهل بيت از ما خواستهاند، سازگار نيست. اما در همين حال، در بعضي از چهرههاي جوان و فهيم و آگاه اميدي ميبينم كه به ميدان وارد شوند و آنچه را ما در خلال دوره حركت و بيداري با چهرههايي چون شهيد سيد محمد باقر صدر و شهيد مطهري آغاز كرديم، كامل كنند.»

روز شنبه، كتابي به ضميمه روزنامه «السفير» در بيروت توزيع شد كه بخشي از گفتوگوي منتشر نشده علّامه سيد محمد حسين فضل الله را در بر داشت.
اين گفتوگو از آن جهت مهم است كه موضوع درگذشت ايشان را در زمان حيات آن ،مرحوم به بحث گذاشته و پيرامون محورهاي مهمي همچون پيام ايشان به مرجعيت، نظام جمهوري اسلامي و روحانيت سخن به ميان آورده است.
بنا بر این گزارش، به نظر ميرسد يازده سال پيش در تابستان سال 1378، هنگامی که آيت الله فضل الله دچار سكته شده و بيماريهاي پياپي ایشان آغاز شده بود، نزديكان و مسئولان دفتر ايشان تصميم گرفتهاند گفتوگويي متفاوت با آن مرحوم ترتيب دهند و پرسشهايي خاص را براي شنيدن پاسخهايي خاص مطرح كنند.
اينك پس از چند ماه از رحلت وی، بخشي از اين گفتوگو كه ده سال پيش توسط دو تن از شاگردان ايشان انجام گرفته در 64 صفحه با نام «ايها الأحبتي» منتشر شده و آنچه ميخوانيد گزيدهاي از اين گفتوگوي بسيار صريح و خواندني است كه به ویژه براي نخستين بار بسياري از مسائل را درباره مواضع گوناگون علماي مخالف علامه فضل الله بيان كرده و بي تعارف از زبان ايشان پاسخ گرفته است:
• ميگوييد آسودن حرام است؛ مبناي فقهي و شرعيتان براي اين مسأله چيست؟
مبناي فقهي همان قاعده مسئوليت است. من وقتي احساس ميكنم كه ميتوانم بيشتر به اسلام خدمت كنم و اسلام به توان و قابليتهاي من نياز دارد و مردم نياز دارند كه من تجربهام را در زندگيشان به جريان بيندازم، درك ميكنم كه مسئوليت من نميگذارد كه در حالت بياعتنايي و خوشگذراني استراحث کنم.
• مهمترين شخصيتي كه بر شما تأثير تحول آفرين گذاشته كيست؟
ميتوانم با اطمينان بگويم كه در اين سطح رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ بيشترين اثر را در زندگي من داشته است و بعد هم امام علي ـ عليه السلام ـ كه احساس ميكنم وقتي از او سخن ميگويم، در عشق و ارادت و تعظيم او ذوب ميشوم و همچنين طبيعي است كه انسان [در گستره زندگي و مسير الهي آن] به حسين ـ عليه السلام ـ برسد.
• دوست داريد در لحظه مرگ چه كساني بر بالين شما باشند؟
به طور طبيعي انسان دوست دارد، لحظه وداع را با نزديكترين افراد از خانواده، همسر و فرزندانش بگذراند و آنها را به ارزشهايي كه ايمان داشته و مسيري كه در آن حركت كرده، سفارش كند و طبيعي است كه فرد به خاطر حالت انساني اش دچار حرارت جدايي از نزديكان باشد؛ چنان كه از امام حسن ـ عليه السلام ـ نقل شده كه از حرارت مؤمن به خاطر دو مسأله سخن ميگفت: يكي هراس از ورود به قيامت و يكي جدايي از عزيزان.
• مهمترين چيزي كه ميخواهيد به پيشگاه خداي مهربان تقديم كنيد چيست؟
من از اعمالم چيزي ندارم كه صد درصد به خالص بودنش مطمئن باشم و به اين دليل تا آن روز در خوف و رجا خواهم بود، ليكن آنچه دوست دارم تقديم كنم يا آنچه دوست دارم زندگيام ادامه يابد تا همچنان بدان بپردازم تبليغ پيام الهي است.
در بسياري اوقات، وقتي به مرگ فكر ميكنم دچار سوز و گداز ميشوم، چرا كه برنامههاي آرماني كه آغاز كردهام كامل نشده و دغدغه کنوني من كامل كردن اضافات تفسير قرآن است تا تفسير جامعي بشود و بتواند تصويري درخشان از قرآن به مردم ارایه دهد.
• فكر ميكنيد جاي خالي شما بعد از نبودنتان چه اندازه باشد؟
گمان ميكنم [تجربهاي پويا كه تاكنون] در پنجاه سال در ميدان جدال و ستيز حاصل شده فقدانش قدري زيان باشد از جهت تجربهاي سرشار كه براي هر كسي حاصل نميشود، زيرا طبيعت شرايطي كه بر من گذشته، ممكن است كسي نتواند از سر بگذراند. وقتي ما هر انسان مؤثري را در زندگي از دست ميدهيم، بسياري از عناصر شخصيتي او در مفهوم تجربه شخصي او در احساسات و درك او را از دست ميدهيم، بيشتر از انديشه و فكرش كه ممكن است در يك كتاب يا يك اثر هنري و ادبي باقي بماند.
• پس از درگذشت شما، جامعه [مخاطبان شما] چه خواهند كرد؛ با توجه به اينكه هم اکنون چهرهاي [كه به اين فضا نزديك باشد] ديده نميشود؟
طبيعي است كه واقعيت [زندگي] در هر مرحلهاي از تجربه آن مرحله استفاده ميكند و ميگذرد، زيرا زندگي در حال پيشرفت است [و در مورد افراد و شخصيتها] ممكن است چهرههاي تازهاي مطرح شوند كه هماکنون چندان براي عموم آشکار [و شناخته شده] نيستند.
• وقتي انشاءالله با جده تان حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ روبه رو شويد، چه خواهيد گفت؟
فكر ميكنم خواهم گفت كه تمام زندگي ام را با پاكي و بيداري و مظلوميت شما گذراندم. با كسي كه توانست زن را به جايگاه عصمت برساند و مسئوليت پذيري شجاعانه و استوار زن [را به نمايش بگذارد].
با شما زندگي كردم و درباره شما حرف زدم، اما نه مثل ديگران چه كساني كه غلوّ ميكنند و چه كساني كه از شما دوري گزيدهاند.
با شما زندگي كردم تا سرور زنان جهان را براي مردم به صورتي ترسيم كنم كه جهان بشريت در هر زمان و مكان او را تجليل كند و محترم بدارد و سر تعظيم در برابرش فرود آورد.
• آيا گله و شكايتي به درگاه ايشان نخواهيد داشت؟
من معتقدم كه اگر آنجا با لطف و رحمت خدا به سر ببريم، ديگر چيزي به نام اندوه و گلايه نخواهيم داشت؛ چرا كه آنجا عالمي ديگر است كه باعث ميشود، آنچه اينجا كشيده ايم فراموش كنيم.
• آيا پس از مرگ كساني را كه در حق شما ستم كردهاند، ميبخشيد يا نه؟
من درباره حق شخصي خودم همين حالا هم آنها را بخشيدهام؛ اما در مورد حق عام، آن در دست خداست، زيرا اين افراد در همه گفتارها و كردارهايشان به امت اسلامي بد كردهاند.
• سفارش شما به نسل آرماني و متعهد چيست؟
اكنون وقتي به آينده مينگرم، فوق العاده دچار نگراني و تلخكامي هستم، زيرا فضاي برخي از كساني كه خود را متولي مسير اهل بيت ميدانند، با جريان معتدل و ميانهاي كه خود اهل بيت از ما خواستهاند، سازگار نيست. اما در همين حال، در بعضي از چهرههاي جوان و فهيم و آگاه اميدي ميبينم كه به ميدان وارد شوند و آنچه را ما در خلال دوره حركت و بيداري با چهرههايي چون شهيد سيد محمد باقر صدر و شهيد مطهري آغاز كرديم، كامل كنند.
• اگر ميشد در مراسم ترحيم براي خودتان سخنراني كنيد، چه ميگفتيد؟
ممكن بود بگويم اين شخص از زماني كه چشم به زندگي گشود و از آغاز نوجواني و جواني به تبليغ پيام دين پرداخت و در اين راه، سختي كشيد و رنج ديد و تلاش كرد كه صادق و مخلص باشد؛ چه بسا نفس اماره، راه را بر او گرفته باشد اما او به اندازه توان خودش در اين راه كوشيد و مثل همه اشخاص آرمانگرا و متعهد با ناملايمتها و مشكلات بسيار ي روبه رو شد.
تجربه او را بخوانید، چون تجربهاش در مسير تعهد و آرمانش عميق و گسترده بود و عمري كه شايد نقاط منفي و مثبت داشته باشد اما چيزي جز تعهد و آرمان در آن نبود.
بنابراین، سخن من با آرمانگرايان متعهد اين است:
بكوشيد تا من را درك كنيد، شايد بعضي در زمان حياتم به خاطر جوسازيها و حرف و حديثها نتوانستند مرا درك كنند، اما وقتي انسان از صحنه كنار ميرود و ديگران از جانب حضور او احساس امنيت ميكنند، ممكن است بتوانند او را بيشتر درك كنند و از تجربهاش بيشتر بهره ببرند.
منبع: سایت تابناک
اشکهای حامد کرزی در نشست نهضت سوادآموزی در افغانستان برای فرزند سه سالهاش موجی از انتقادها از سوی ایالات متحده را برانگیخته است.
جاشوآ فاست:
اشکهای حامد کرزی در نشست نهضت سواد آموزی در افغانستان برای فرزند سه سالهاش موجی از انتقادها از سوی ایالات متحده را برانگیخته است. بلیک هانش از نویسندگان فارین پالیسی، حامد کرزی را به واسطه اشک هایش برای اینکه فرزند سه ساله اش به دلیل مشکلات امنیتی باید افغانستان را ترک کند، به باد تمسخر گرفت. باب بودوارد هم در تازهترین کتاب جنجالی خود ادعا کرده است که کرزی از بیماری افسردگی شدید رنج می برد و البته ماری جوآنا هم استفاده می کند. اکنون موج وسیعی راه افتاده است دال بر اینکه كرزي دیگر صلاحیت رهبری بر افغانستان را ندارد. با این همه بر هیچ کس پوشیده نیست که حامد کرزی در حقیقت تنها گزینه برای پیشبرد قالبی سیاسی و اقتصادی در افغانستان است. هر چه واشنگتن زودتر به این نتیجه برسد و دست از خیال پردازی برای روی کار آوردن چهرهای جدید پرهیز کند، اوضاع در افغانستان بهتر می شود و البته از تنش حاکم بر روابط دو جانبه هم کاسته می شود.
هیچ شکی نیست که كرزي در یک سال گذشته چندان موفق عمل نکرده است. وی از محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران در ماه مارچ استقبال گرمی به عمل آورد و همین مساله خشم امریکاییها را برانگیخت. پس از آن در سومین روز از ماه آپریل بود که وی خارجی ها را مسبب تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته خواند. وی حتی پا را از این سخنان هم فراتر نهاد و تهدید کرد که به طالبان خواهد پیوست. بسیاری کرزی و چهره های وابسته به دولت او را حتی از روزهای پیش از انتخابات سال 2009 میلادی هم به فساد متهم می کردند. تندترین سخنان را سفیر ایالات متحده در کابل «کارل آيكنبري» بر زبان آورد. وی در نامهای گزارشوار و محرمانه به واشنگتن تاکید کرد که كرزي از پتانسیل کافی برای آنکه شریکی قابل اطمینان برای کاخ سفید باشد، برخوردار نیست. آيكنبري در همان نامه تاکید می کند که اوباما باید هر چه سریعتر با کنار زدن كرزي جلوی ضرر را بگیرد. بر اساس داده های کتاب «وودوارد»، آيكنبري حتی یک بار كرزي را دیوانه خوانده بود. سخنان آيكنبري اما از سوی باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده چندان جدی گرفته نشد و در نتیجه سی هزار نیروی تازه نفس به دستور اوباما راهی افغانستان شدند. آيكنبري اما از موضع خود عقب نکشید و بارها تاکید کرد که رئیس جمهوری افغانستان «تندخو» است و رفتاری غیردیپلماتیک دارد. اکنون همگان در جهان گمان می کنند که این حامد کرزی است که در حقیقت شاه کلید تمام این مشکلات است. همگان اعتقاد دارند که اگر اوباما به دنبال موفقیت در افغانستان است باید به نوعی موازی کاری با کرزی را آغاز کند.
زمانی را به یاد میآورید که کرزی را «مرد ما» در افغانستان می خواندیم و نه یک مانع؟ کرزی در حقیقت مردی ضد طالبان است و کسی که می تواند هم حمایت پشتوها و هم نظر جامعه جهانی را جلب کند. نمی توانیم کتمان کنیم که غرب به کرزی نیاز دارد. در ماه جولای سال 2008 میلادی بود که یک تحلیلگر مسائل آسیای میانه، «ست جونز» به صراحت از موج به راه افتاده علیه کرزی انتقاد کرد: ایالات متحده و کشورهای عضو ناتو باید دست از زیر سؤال بردن کرزی بردارند. باید از وی در جامه رئیس جمهوری منتخب حمایت کنند و به او کمک کنند که موفقیت هایش را به نمایش بکشد.
البته کرزی را رئیس جمهوری منتخب خواندن بسیار مغرضانه است. این به معنای نادیدن تقلب هایی است که در افغانستان رخ داد. با این همه اکنون کرزی رئیس قانونی دولت در افغانستان است. اکنون اوباما نمی تواند از عهده تبعات خانه تکانی در دولت افغانستان برآید. اکنون مشکل اینجاست که همگان کاسه ها را بر سر کرزی می شکانند و این در حالی ست که مشکل از پست ریاست جمهوری است. افغانستان یکی از مرکزیترین دولتها در سطح بینالمللی را دارد. کرزی مسؤولیت 34 ولايت بزرگ را بر عهده دارد. 400 زیرمجموعه ایالتی زیر دست او هستند. این شخص کرزی است که مسؤولیت تمامی انتصابها و عزلها را بر عهده دارد. رقم زیردستان او در ساختار دولتی به بیش از صدها نفر می رسد. بنابراین جای تعجب ندارد که وی نمی تواند از عهده تمامی این امور برآید. افغانستان یکی از کشورهایی است که بیشترین تجربه ورشکستگی را در خود جای داده است. البته تغییر در این کشور صورت می گیرد اما بسیار به کندی. منتقدان کرزی او را متهم به ناتوانی در برقراری امنیت می کنند. از دیگر انتقادهای وارد بر او هم ناتوانی در بازسازی کشور است. حقیقت این است که کرزی در هیچ کدام از این موارد موفق عمل نکرده است. بودجه مورد نیاز برای فعالیت های نظامی و امنیتی افغانستان از تولید ناخالص ملی این کشور هم گذشته است. کارمندان دولت از شبه نظامیانی که در استخدام طالبان هم هستند کمتر حقوق می گیرند. البته کرزی پشت هیچ کدام از این مسائل نیست. وی در شرایط بسیار نابسامانی گیر افتاده است. وی قانون اساسی را در اختیار دارد که تعریف شده غرب است، با اقتصادی دست و پنجه نرم میکند که نتیجهي سالها تحمل جنگ است. هر فردی به غیر از کرزی که در این موقعیت قرار بگیرد هم نمی تواند از عهده مشکلات برآید. به جای مقصر دانستن کرزی باید به دنبال بازسازی ساختار بیمارگونه ریاست جمهوری در افغانستان بود.
علاوه بر این تهدید کرزی در خصوص پیوستن به طالبان نیز بیشتر به داغ کردن فضای بهوجود امده می مانست و نه عزمی جدی برای محقق کردن این امر. در این میان مشکل در رسانه ها است که سخنان کرزی را بیش از اندازه بال و پر می دهند. همگان از کرزی انتظار غیرممکن ها را دارند. در واشنگتن تقریبا هر روز یک رسانه این سؤال را مطرح می کند که آیا کرزی شریکی قابل اطمینان است؟ باید بپذیریم که نمی توانیم انتظار معجزه و پیدا شدن فردی بهتر از کرزی را داشته باشیم.
کرزی دیوانه نیست. رفتارهای او هم آنچنان مرموز نیست. نمی توان کرزی را به واسطهي برقراری رابطه حسنه با ایران مورد انتقاد قرار داد چرا که وی در جامه رهبر کابل همان کاری را انجام می دهد که باید: حفظ رابطه حسنه با همسایگان.
فارین پالیسی
منبع: پیام آفتاب
28/9/2010/
مترجم: سارا معصومی
در پی تخلف گردانندگان شبکه اهلبیت(ع) از تعهدات شان و اقدام به طرح مباحث جدلی و تفرقه انگیز میان شیعیان و اهل سنت؛ معظم له اجازه مصرف وجوهات که قبلا به منظور ترویج معارف اهلبیت(ع)، به گردانندگان این شبکه داده بودند؛ لغو اعلام کرده و بیانیه زیر را صادر نمود.
بسم الله الرحمن الرحیم
وَاعتَصِمُوا بِحبلِ اللهِ جَمِیعاً وَ لاَ تَفرّقُوا
برادران و خواهران مسلمان:
جهان اسلام هم اکنون در وضعیتی به سر می برد که ضرورت اتحاد و انسجام امت اسلامی علی رغم تفاوت های ملی و نژادی و اختلافات فقهی و مذهبی شان بیش از هر زمان دیگر احساس می شود در این میان دشمنان مکار و دوستان نادان و ناآشنا با مبانی دین مبین اسلام همچون دو تیغه قیچی به دنبال قطع و بریدن حبل المتین، وحدت و اخوت دینی مسلمین هستند.
اخیراً یک شبکه تلویزیونی زیر نام مقدس «اهل بیت(ع)» آغاز به کار کرده است که گردانندگان ظاهری آن را تعدادی از طلاب افغانی نا آشنا با مبانی فقهی و کلامی اهل بیت(ع) به عهده دارند این مجموعه که بعضاً ـ متأسفانه ـ ملبس به لباس مقدس روحانیت هستند درآغاز با شعار فعالیت فرهنگی و رسانه ای در راستای اهداف بلند و متعالی اسلام، نشر معارف اهل بیت(ع) و اتحاد و تقریب پیروان مذاهب گوناگون اسلامی، فعالیت خود را شروع کردند و تعدادی از آنان در شهر مقدس قم در حضور این جانب تعهد سپردند که در تولید و اجرای برنامه های شبکه یاد شده هیچ گونه شائبه تفرقه، اختلاف و جسارت به مقدسات و ارزش های مذهبی فرق و گروه های مسلمین را دنبال نکنند. از این رو این جانب مصرف بخشی از وجوهات شرعیه را برای شبکه یاد شده اجازه دادم امّا متأسفانه هنوز چند ماهی از فعالیت این شبکه نگذشته است که گردانندگان آن بدون توجه به پیامد های ویرانگر و مخرب برنامه های این شبکه، از احساسات پاک و زلال مذهبی شیعیان سوء استفاده می کنند. این در حالی است که به جای طرح معارف بلند اهل بیت، به مباحث جدلی، تفرقه انگیز، با ادبیات نا پسندیده و نا شایسته به ارزش ها و مقدسات مذهبی برادران مسلمان اهل تسنن جسارت می کنند. بناءاً از برادران و خواهران دینی خصوصاً از پیروان و شیعیان راستین اهل بیت عصمت و طهارت(ع) جداً تقاضا می شود که از هرگونه کمک های مادی و معنوی به شبکه یاد شده خودداری کنند و از نظر این جانب پرداخت وجوهات شرعیه با هر عنوانی به این شبکه و سایر مراکز و شبکه ها و برنامه هایی که تحت هر عنوانی در راستای ایجاد تفرقه میان امت اسلامی فعالیت می کنند نه تنها مجزی نیست بلکه تعاون بر اثم و عدوان است .
در پایان از خداوند متعال می خواهیم که همه ما را در پرتو آموزه های نورانی اسلام و عنایات اهل بیت عصمت و طهارت(ع)، از شر شیاطین و مکر دشمنان و هواهای نفسانی در امان نگهدارد.
والسلام علیکم و رحمت الله
قربانعلی محقق کابلی
/ شوال مکرم سال 1431
منبع:http://www.mohaqeq.org/fa/news/40.html
دومین دور انتخابات پارلمانی کشور، بتاریخ 27 سنبله سال جاری برگزار گردید. مردم ما، با وجود اینکه از وضعیت جاری رضایت نداشته و با نگرانی های بسیار مواجه بودند، با آن هم برای رسیدن به یک زندگی شرافتمندانه و داشتن کشوری مستقل و آباد و ایجاد فضای قابل اعتماد که حقوق شهروندی برسمیت شناخته شود، شجاعانه و با اعتماد کامل به پای صندوق های رای حاضر شدند. مشارکت زنان و مردان، جوانان و بزرگ سالان در انتخابات، آن هم در کشوری که غرق در بحران فراگیر و همه جانبه می باشد، یک امر و پدیده شگفت انگیز و قابل تحسین می باشد؛ به همین جهت برگزاری انتخابات با همه کاستی ها و نواقص آن، مورد استقبال و تقدیر قرار گرفت.

مشارکت مردم در انتخابات در واقع پیام های چندگانه ای را اعلام داشته است: مردم با رفتن به پای صندوق های رای عزم جزم شان را در دفاع از دموکراسی و انتخابات و مشارکت مردمی نشان دادند و به هر نوع خود کامگی و استبداد و خود سری، جواب منفی گفتند. مردم ما نشان دادند که شایستگی و استعداد برخورداری از یک نظام دموکراتیک، قانونمند و عدالت خواه را دارند. هیچ کسی قادر نیست که بر این واقعیت آشکار و تجربه مهم و تاریخی پرده انداخته و آن را کتمان نماید. مسئله مهمی که در برگزاری انتخابات روشن گردید اینست که حتی زورمندان و متقلبین هم مانند سالهای بحران دیگر نمی توانند با قاعده جنگ و خشونت حضور خود را بر مردم تحمیل نمایند. آنان برای مشروع نشان دادن حضور خود مجبوراند که به قاعده تازه در جامعه ، یعنی رای مردم، تن در دهند . این نکته خودش یک دست آورد بزرگ برای جامعه بحران زده ما می باشد.

نکته مهم و قابل توجه دیگر در انتخابات این بود که مردم ما برای چندمین دفعه نفرت و انزجار خود را از خشونت و تفکر طالبانی بوضوح بیان داشتند. بر همه روشن بود که طالبان طی چندماه گذشته تمام توان تبلیغاتی و نظامی خود را بر این گذاشتند که این انتخابات برگزار نگردد و در ادامه مردم نیز از حضور در آن بازداشته شوند. طالبان و مخالفان صلح و ثبات در رسیدن به این هدف از هیچ اقدام خشونت آمیز، جنایت کارانه و ضداسلامی دریغ نورزیدند. مشارکت مردم در انتخابات در حقیقت نشان از فرو ریختن هیمنه و هیبت ماشین جنگی و سیاسی طالبان دارد، حال اگر طالبان قادر به رجز خوانی و مانور دادن می باشند، زمینه و علت آن را باید در سوء مدیریت کشور و نیز کاستی های که در جهت تامین امنیت وجود دارد، جستجو نمود.

یکی از نشانه های سوء مدیریت در کشور عدم اعتماد سیاست مداران به مردم است. روا داشتن تبعیض در جامعه است. کتمان واقعیت ها و تلاش برای تحمیل پندارهای عقب مانده خود بر فضای سیاسی کشور است. بطور مشخص می توان گفت که در پروسه انتخابات پارلمانی، در آغاز کار عوامل دست اندرکار به بهانه ناامنی بسیاری از سایت های انتخاباتی را مسدود نمودند. جالب آن بود که سایت مسدود شده در مناطق خاص که از امنیت و ثبات کامل برخوردار می باشد صورت گرفته است. متاسفانه اعتراض ها و انتقاد های که نسبت به این اقدام ناموجه کمیسیون مستقل انتخابات صورت گرفت بجایی نرسید. اما در زمان برگزرای انتخابات، بار دیگر روشن گردید که سیاست مداران و کمیسیون مستقل انتخابات، برنامه و طرح دیگری را برای محدود ساختن و کاهش میزان مشارکت مردم در انتخابات سازماندهی نموده اند. این طرح محدود سازی و کاهش میزان مشارکت مردم، از طریق توزیع غیرعادلانه برگه های رای به اجرا گذاشته شد. طبق گزارشهای موثق در تمامی مناطق مرکزی، ولایات هرات، بلخ، دایکندی، بامیان، غزنی و.... و کابل در مناطق مشخص، پس از نخستین ساعات شروع رای دهی، برگه های رای دهی به اتمام رسیده است. با وجود اینکه سایت ها و مراکز رای دهی کوشش بسیار بخرج دادند و مسئولان ذیربط را در جریان موضوع قرار دادند، متاسفانه مسئولین کمیسیون انتخابات بصورت عمدی از آن چشم پوشی نمودند. به همین بخش عظیمی از مردم ما از حق رای دادن محروم گردیدند. یا به معنای دقیق تر حق شان توسط مقامات و برگزارکنندگان انتخابات ضایع گردید. گرچه بعدا بعضی از مسئولین کمیسیون انتخابات در توجیه کمبود برگه های رای عدم شناخت از میزان مشارکت مردم را بهانه ساخته و نیز ادعا نمودند که آنان با دریافت کمبود برگه های رای، برگه های لازم را به مراکز و سایت های مورد نظر ارسال داشته اند. اما اینکه چرا برگه های رای به مراکز ارسال شده نرسیده است، مشخص نیست!
به نظر می رسد که این توجیه به اندازه کافی غیرعقلانی و فاقد منطق می باشد. تبعیض و تفاوت از ظاهر و محتوای آن کاملا پیدا است. واقعیت اینست که سیاست مداران کشور از حضور و استقبال مردم ما در پای صندوق های رای به شدت در هراس افتاده اند. برای آنان استعداد و ظرفیت پذیرش مدنی شدن جامعه از سوی مردم ما غیر قابل تحمل گردیده است. آنان می خواهند همانطور که خودشان در تفکر و زندگی قبیله ای خوی گرفته اند، دیگر مردم را نیز از رشد و ترقی باز دارند. به همین جهت در تدارک این افتاده اند که به بهانه های مختلف مانع رشد و ترقی مردم ما شوند. آنچه که در انتخابات پارلمانی اخیر روی داد ( مسدود ساختن سایت های رای گیری و تبعیض در توزیع برگه های رای دهی ) بخشی از برنامه یاد شده می باشد. ولی باید یاد آور شد که با این طرح ها و ترفندها قادر نخواهند بود مانع رشد و ترقی جامعه گردند. ممکن است که میزان سرعت را کند سازند، ولی مانع شده نمی توانند. وقتی یک ملت عزم بر این نمود که خودش باید سرنوشت خود را رقم زند، وقتی مردمی به این آگاهی رسیده باشند که باید انسانی زندگی نمایند، وقتی جامعه ای تصمیم دارد که از تمدن بشری عقب نماند، آن ملت و جامعه را نمی توان با ایجاد موانع ایذایی از حرکت باز داشت. بنابراین بیهوده خود را به زحمت نیاندازید که ما را انکار نمی توانید!
عبدالشکور اخلاقی
منبع:سایت پیام آفتاب
نهج البلاغه امام علی(ع)ُ تاریخ هزاره های حسن پولادیُ شناسنامه افغانستانُ الامام علیُ عبد الفتاح عبد المقصود مصری ازنظر وزیر فرهنگ کریم خرم و همکاران جماعت التبلیغ ایشان کتب ضاله شناخته شد!!!